براي جستجو در مطالب اين صفحه واژه مورد نظر را در زير وارد نماييد:
طراح قالب:رضا فراهاني
تا حالا پيش خودتان تصور کرده ايد که اگر روزي زن شما ، در محل کارتان ، رئيس شما بشود ، چه عواقبي خواهد داشت ؟
اگر مايليد تا گوشه اي از عواقب شوم اين وضعيت را دريابيد ، اين مطلب را تا آخر ، به دقت مطالعه کنيد !
اگر يکروز ، چند ساعت دير به محل کارتان برسيد ...
واکنش همسر/رئيس : اين چه موقع اومدن به سر کاره ؟ مي دوني ساعت چنده ؟ چرا اينقدر دير اومدي ؟ چيکار مي کردي ؟ کجا بودي ؟ با کي بودي ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
اگر يکروز از ارباب رجوع ، زير ميزي يا همان رشوه ، دريافت کنيد ...
واکنش همسر/رئيس : اين چه کاري بود که تو کردي ؟ چرا اين کار رو کردي ؟ مگه حقوق خودت برات کافي نبود ؟ مگه خرج و مخارجت در ماه چقدره ؟ چرا خرجت اينقدر رفته بالا ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
اگر يکروز ، تقاضاي چند روز مرخصي نماييد ...
واکنش همسر/رئيس : چرا تقاضاي مرخصي کردي ؟ مگه اتفاقي برات افتاده ؟ جايي مي خواي بري ؟ کجا مي خواي بري ؟ چرا مي خواي بري ؟ با کي مي خواي بري ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
اگر يکروز در پرونده هايي که زير دست شماست ، اشتباهي رخ دهد ...
واکنش همسر/رئيس : چرا اين اشتباه رو مرتکب شدي ؟ چرا توي کارت دقت نکردي ؟ چرا چند وقته که بي دقت شدي ؟ چرا اينقدر حواست پرته ؟ انگار که فکر و ذکرت يه جاي ديگست ؟ حواست کجاست ؟ هوش و حواست پيش کيه ؟ به کي داشتي فکر مي کردي ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
اگر يکروز ، بعنوان کارمند نمونه اداره معرفي شويد ...
واکنش همسر/رئيس : از صميم قلب بهت تبريک مي گم . تو بعنوان کارمند نمونه شناخته شدي . حالا بگو ببينم ، چي شد که يکدفعه اينقدر عوض شدي ؟ چي باعث شده که اينقدر خوب کار کني ؟ انگيزت براي خوب کار کردن چي بوده ؟ مشوقت کي بوده ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
اگر يکروز بخواهيد از کارتان استعفا دهيد ...
واکنش همسر/رئيس : چرا مي خواي استعفا بدي ؟ مگه اتفاقي افتاده ؟ پس مخارج زندگي رو چطوري مي خواي تامين کني ؟ مگه شغل بهتري پيدا کردي ؟ چه شغلي ؟ کي برات پيدا کرده ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !
اميدوارم که با خواندن اين مطلب ، به عمق فاجعه پي برده باشيد ! پس به شما توصيه مي شود که يا زوجه اي که رئيس باشد اختيار نکنيد ، يا نگذاريد که خانومتان رئيس شما بشود ، و يا اگر هم يک زماني خدايي نا کرده ، روم به ديوار ، خانوم شما رئيستان شد ، سريعا و بدون هيچگونه معطلي ، از محل اداره متواري شويد و به دنبال يک شغل ديگر برويد !
برگرفته از وبلاگ http://www.saeedtorshizi.blogfa.com/
چاپ شده در روزنامه قدس ۲۲ / ۹ / ۱۳۸۶
لينك مطلب
نوشته شده توسط:ღ♥ღ دخمل آسمانღ♥ღ
در: